وقتی از حوادث رانندگی صحبت میکنیم، معمولاً گناه تمام اتفاقات را به پای «راننده خاطی» مینویسیم؛ اما واقعیت این است که رفتارهای پرخطر رانندگان صرفاً یک عمل لحظهای نیست، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل روانی، اجتماعی، فرهنگی و حتی ساختاری است که سالها در زیر پوست جامعه و در مناسبات شهری شکل گرفتهاند.
1. روانِ ناآرام پشت فرمان
سالهاست کارشناسان هشدار میدهند که بخش بزرگی از رفتارهای پرخطر رانندگان ناشی از فشارهای روحی، استرسها و تنشهای روزمره است. رانندهای که ساعتها در ترافیکهای فرسایشی کلانشهرها گرفتار است، با خستگی مفرط، کلافگی و حتی پرخاشگری، پا بر پدال گاز میفشارد. این وضعیت در نبود آموزشهای مهارت کنترل خشم و هیجانات، منجر به رفتارهای پرریسک میشود.
2. فرهنگ رانندگی؛ گمشدهای در شهرها
فرهنگ رانندگی در ایران، سالهاست با چالشهای جدی روبروست. در ذهن بسیاری از رانندگان، رعایت قانون نه یک ضرورت بلکه «اختیاری وابسته به شرایط» تلقی میشود. رقابت، زورآزمایی، بیتوجهی به حقوق دیگران و لذت خطر، پدیدههایی است که در لایههای پنهان فرهنگ ترافیک ما جا خوش کرده است.
بیتوجهی به قوانین راهنمایی، عبور از چراغ قرمز، سبقتهای خطرناک و حرکات نمایشی نهتنها حاصل عدم آگاهی نیست، بلکه گاهی کاملاً آگاهانه و ناشی از باورهای غلط فرهنگی است که رانندگی را میدان قدرتنمایی میداند.
3. جامعهای بیحوصله و شتابزده
یکی دیگر از ریشههای رفتارهای پرخطر، عجله و شتاب بیدلیل بخش زیادی از رانندگان است. جامعهای که زندگی در آن به دلایل مختلف از جمله کمبود اوقات فراغت، فشارهای اقتصادی و ترافیک مزمن، همواره در حال تعجیل و عقبماندگی از برنامههای روزانه است، نمیتواند رانندگانی صبور و قانونمند تربیت کند.
«زودتر رسیدن» در بسیاری از مواقع برای رانندهها مهمتر از «سالم رسیدن» میشود و همین باعث بروز رفتارهای غیرمنطقی و مخاطرهآمیز میگردد.
4. آموزش ضعیف و بیاثر
آموزش مهارتهای رانندگی در کشور ما همواره یکی از نقاط ضعف اساسی بوده است. آنچه در آموزشگاهها ارائه میشود، اغلب محدود به دانستن قوانین است، نه درک عمیق از چرایی آنها و تربیت مهارتهای روانی-فردی برای کنترل استرس، خشم و هیجانات پشت فرمان.
بسیاری از رانندگان عملاً بدون تجربه کافی و با حداقل آموزشهای لازم، وارد جادهها میشوند و این یعنی پتانسیل وقوع خطر از همان روز نخست وجود دارد.
5. جادهها و خیابانهایی که پرخطرند
نمیتوان از راننده سخن گفت و از زیرساختها نگفت. مسیرهای فرسوده، طراحی نامناسب معابر، نبود علائم کافی، نور نامطلوب، پیچهای خطرناک، گاردریلهای غیرایمن و حتی خطکشیهای محو شده، رانندگان را به اشتباه، رفتارهای لحظهای و تصمیمهای ناگهانی سوق میدهد.
حتی رانندهای که قصد دارد درست براند، در برابر ضعف زیرساختها و جادههای غیرایمن گاهی چارهای جز خطرپذیری ندارد.
6. نظارت و اعمال قانون؛ حلقه مفقوده
در کنار همه این عوامل، نباید از نقش کمرنگ نظارت و برخورد با تخلفات نیز غافل بود. گرچه قوانین سختگیرانهای وجود دارد، اما ضعف در نظارت مستمر و مؤثر، خاطیان را در تخلف و قانونشکنی گستاختر کرده است.
ترس از جریمه و برخورد قانونی، در بسیاری از کشورها عاملی بازدارنده است اما در ایران، حضور ناپیوسته پلیس، سامانههای هوشمند ناکارآمد و حتی بخششهای دورهای تخلفات، اثر بازدارندگی قوانین را تضعیف کرده است.
#نه_به_تصادف
0 دیدگاه